خرید بک لینک
یکی نوشته بود که : برای کنار آمدن با یک فقدان و جدایی، باید خیلی زود وارد یک رابطه عاطفی دیگر شوید چون درد و رنج ناشی از فقدان را موقتا از سرتان بیرون می کند و اثر دیگری که دارد این است که می فهمید گاهی ان عشق ها توهمی بیش نبوده و اگر از حصار تنگی که دور خود کشبده اید بیرون آیید می بینید که بر و بحر فراخست و آدمی بسیار وقتی شکست عشقی می خوری یا به هر دلیلی خلا عاطفی در وجود شما ایجاد میشه بهترین راه برای برون رفت از این بن بست اینه که این گودال رو با یه منبع محبت و عشق و عاطفه دیگه پر کنید. اتفاقا باید قبای عشق ناکام را تن یکی دیگه کرد یکی که برازنده و متناسب این قبا باشه یعنی اینکه فقط باید انتخاب درستی داشته باشید بعدش خواهید دید که اون عشق قبلی چطوری رنگ می بازه و محو میشه!بله به باور من بجای اینکه یه عمر با خلاء عاطفی معشوق از دست رفته دست و پنجه نرم کنی و زانوی غم به بغل بگیری و خودت رو بیهوده عذاب بدی و بقول سعدی بر عمر تلف کرده تاسف بخوری بهتره بساطت رو جایی دیگه پهن کنی بقول لامردی هاصغرا نشد سکینهمکه نشد مدینه !! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 14:26

پارسال با این خانوم اشنا شدم اشنایی صرفا از طر یق واتس و تلگرام و روبیکا و برای رفع مسکلات درسی زبان بود یکی از همکاران سابق (ابوذر) ایشون رو معرفی کرده بود ۲۱ ساله و دانشجوی سال اخر رشته زباندر زمینه ترجنه و زبان کمک زیادی بهشون کردم بی مزد و منت چون چهره و اندام خوبی داشتین فکر کردم ایشون رو به پسر پسرعمه ام ایمان معرفی کنم امروز بهشون پیام دادم و پیشنها رو نترم ۷ ام یه ترم زود تموم کردم امتحاناتم ۱۶ دی تا ۲۵ دی هستش بعدش ۴ اسفند هم کنکوره ارشدهواقعیتش هیچ تمایلی به خوندن ارشد تو ایران ندارم میخوام ترکیه بخونم تو دانشگاه دولتیولی نمیدونم کسی ام راهنمایی نمیکنه بنده رو که دانشگاه های دولتی ترکیه شرایطش چجوریهآفرین به شما و همت و تلاشی که دارین ولی پیشنهاد من همون ایرانه چون ترکیه جای مناسبی برای درس خوندن نیست و هزینه اش هم زیاد میشهخوشحال میشم صداتون رو بشنوم ولی اولش بصورت پیامک براتون می فرستم که وقت داشته باشین بدقت بخونین و حواب بدین بعد اگه لازم بود تلفنیسارا خانوم از اونجایی که شما شخصیت سالم و ارزشمندی دارین و اینجور اشخاص کم پیدا میشنبفکرم رسید که اگه قصد ازدواج دارین یکی از پسرهای فامیل رو که اون هم مثل خودتون فرد فعال و تلاشگری هست و بنظرم مناسب شماست معرفی کنمفعلا در مرحله اول اشنایی اولیه پیدا کنید اگه با هم جور بودین و توافق کردین که ادامه میدین ... اگه هم نپسندیدید بهرحال ضرری نکردین تجربه ای پیدا می کنید برای آینده این نظر منه اکه شما هم موافق هستین اطلاع بدین که شماره اتون رو براش بفرستم..ممنونمخیلی ممنون که منو لایق دونستین با عرض شرمندگی حقیقتا من اصلا به ازدواج فکر نمیکنم حتی دوستی. چون تکلیفم رو با خودم مشخص نکنم نمیتونم بفکر دوستی و ازدواج بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1402 ساعت: 17:35

خیلی ها برای داشتن احساس خوب بدنبال لذت های جسمانی هستند. من ایرادی در این کار نمی بینم ولی به تن گفته حکیمانه هم باور دارم که می گوید:اگر لذت ترک لذت بدانی دگر لذت نفس لذت نخوانی!پس لذت هایی فراتر از لذت جسمی وجود دارند که ما از آن بی خبریم چون تجربه ای از ان نداریم و حسش نکرده ابمهزاران در از خلق بر خود ببندیگرت باز باشد دری آسمانی !راستی چند درصد از ما ان در اسمانی را به روی خود باز کرده ابم ؟!بله من هم وقتی استخر و سونا می رویم احساس لذت می کنم نوازش بخار گرم در یک روز سرد بر روی بدنم در سونای بخار بسی لذت بخش است. احساس آرامش و راحتی که بعد از یوگا دادم وصف ناپذیر است وقتی کنار ساحل شنی و زیبای دیلم یا انزلی قدم میزنم و در اب زلال دربا شنا می کنم بسیار برایم لذت بخش است همه این لذت ها می توانند زندگی ما را خوشایندتر و دلپذیرتر کننداما این همه ماجرا نیست. لذت حقیقی چیز دیگریست چون لذات جسمانی محدودیت های زیادی دارند. در واقع اینها پوسته و بخش سطحی لذات هستندخیلی زود خسته کننده و ملال آور می شوند. لایه اصلی نیستند! باید مرتب تنوع داشته باشند اما وقتی شما به لذت داشتن یک ایده انجام یک کار نیک و کمک به دیگران فکر می کنید می بینید انها از جنس دیگری هستند. استاد سخن سعدی حرف اخر دا زده است لئیمان از طعام لذت می برند و کریمان از اطعام ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1402 ساعت: 17:35

انقلاب زمستانی که سبب امدن فصل زمستان بود در بسباری از تمدنها منشاء بسیاری از آئینهای باستانی شده است از جمله شب چله یا یلدای ایرانی حَنوکای یهودیان و کریسمس مسیحیان شب چله در شامگاه سیام آذر عدد چهل نزد نیاکان ما گرامی بوده، چلّه، برگرفته از چهل و مخفف «چهله» و نشاندهنده گذشت یک دوره زمانی معین است که الزاماً هم ممکن است چهل روز نباشد!در قدیم گاهشماری بر اساس چهل چلا بوده و شب یلدا را بهتر است شب چله بنامیم ( کمو اینکه در روستاهای کهن ایران همچنان به همین نام خوانده می شود و نا بنام یلدا که واژه ای بیگانه و سریانی است. طولانیترین شب سال نشان از پایان تاریکی و غلبه نور دارد برافروختن آتش و غلبه بر ظلمت نشان میدادند که شبهای سرد و تاریک هرچقدر هم طولانی باشند سرانجام تمام خواهند شد ایرانیان قدیم شب یَلدا را تا دمیدن صبح در دامنهٔ کوههای البرز به انتظار طلوع خورشید مینشستند و برخی به نیایش مشغول میشدند تا پیروزی خورشید و شکست اهریمن را از نزدیک ببینند رنگ سرخ برای نیاکان ما که به میترائیسم یا آئین مهر باور داشتند نماد درخشش خورشید بود. خرمدینان و بابک خرم دین)، شعار و پرچم سرخ داشتندوسرخ جامگان نامیده می شدند. حتی پاپا نوئل و کاردینالهای مسیحی هم لباسشان سرخ است. هما اینها نشان از ادن دارد که منشاء اغلب این آیین ها یکیست! در شب یلدا همگی خانه مادربزرگها و پدربزرگها در زیر کرسی مینشستند و پسرها، دخترها، نوهها و نتیجه هایشان به دور کرسی حلقه میزدند.مجمعه (سینیهای بزرگ مسی) روی کرسی پر از انواع خوراکیها از تنقلات و میوه و شیرینیهای محلی بود. گردو٬ بادام٬ کشمش آفتابی٬ تخمه کدو٬ تخمه آفتابگردان٬ هسته زرد آلو برگ زرد آلو و گندم شاهدانه.در آن روزادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: شنبه 25 آذر 1402 ساعت: 21:28

صبح پیاده تا تره بار روبروی ارغوان رفتم می خواستم فقط کاهو بخرم ولی گوجه و لیمو و ذرت و کاهو پیچی و سبزی خوردن و طالبی و یه شونه تخم مرغ (۱۰۲ هزار تومن ) خریدم و مجبور شدم همه اینا رو پیاده تا خونه ببرم!یه اقای حدود ۶۵ ساله که یک گاری خرید کرده بود داشت با افسوس نگاه به میوه ها می کرد!گفت من زمین خریده بودم ۵۰ هزار تومن الان همین میوه های توی گاری شده ۵۰۰ هزار تومن !( تازه میوه گرون قیمتی هم نخریده بود!) براش توضیح دادم که سال ۱۳۵۳ پدرم یه اپارتمان دو واحده تو خرمشهر با ۷تا مغازه و ۴۹۵ متر زیر بنا رو خریده بود ۲۲۰ هزار تومن که فروشنده اش عزیزاله برزیده گفت خونه رو ارزون فروخته و ۲۰ هزار تومن دیگه از پدرم گرفت. جمعا ۲۴۰ هزار تومن !حالا من با ۲۴۰ هزار تومن یه شونه تخم مرغ و یک کیلو کاهو و دو تا بلال و یه کیلو گوجه و یک کیلو لیمو و سبزی خریدم!توی کمتر از ۵۰ سال یعنی دقیقا ۴۹ سال ۲۴۰ هزار اینقدر بی ارزش شده ؟!!اون خونه پدرم که تو جنگ منفجرش کردن رو اگه الان بود و می خواستیم بخریمش ( قیمتش همسطح با متوسط خونه در تهرلن که متری حدود ۱۰۰ میلیون هستش حدود ۵۰ میلیارد تومن ارزش داشت !) یعنی ۵۰ میلیارد تومن در سال ۱۴۰۲ معادل ۲۴۰ هزار تومن سال ۱۳۵۳ است؟!شدت تورم و عمق فاجعه رو می تونین درک کنید؟!!در یه کلام قیمت ها در ۵۰ سال نه ۵۰ برابر نه هزار برابر بلکه۲۰۶ هزار برابر شده !!!این هم یکی از دستاوردهای ایم مدعیان پیشرفت و استقلال هستش ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1402 ساعت: 18:43

همه مردم از آدینه های کسل کننده و ملالت بار گله می کنند
ولط اگر هفت روز هفته آدینه باشد
هیچگاه دیدارت برایم تکراری و خسته کننده نخواهد شد!
سالهاست که در آغوش گشوده تو آرام گرفته ام و هر دیدار ما از بار قبل تازه تر است!
چه سرّی در جهان توست که اینگونه دیوانه و شیفته ام ساخته است که من یارای دست کشیدن از آن را ندارم؟!

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1402 ساعت: 18:43

مردان وفادار و مهربان و خونگرم و زن دوست کم نیستند امشب را به خاطر خواهم سپرد ؛شبی که اعتمادی برای همیشه از دست رفت، شبی که حرمت ها چون بلوری چینی شکسته شد و نقش بر زمین نشست یادش گرامی ...سلام خاطره این یاداوری مرتب خاطرات تلخ گذشته مثه نمک پاشیدن روی زخمه خودت رو ناراحت نکن بنظرم بهترین دارو برای شما فراموشیه و اشنا شدن با ادمهای تازه تجربه های نو و نه واگویه تجربیات تلخ گذشته اگه یه تجربه بد و تلخ داشتی ... نباید اونو به همه آدمها تعمیم بدی و اقعا اینطوری نیست که همه بد باشن مردان وفادار و مهربان و خونگرم و زن دوست کم نیستند گشتم بود بگرد هست! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1402 ساعت: 20:35

چند روز دیگه ۳۱ شهریور چهلوسومین سالگرد شروع جنگ ایران و عراق است رویداد فاجعه باری که ناباورانه ۸ سال بطول انجامید و برای هنیشه سرنوشت خانواده ما و بسیاری خانواده های دیگر را تغییر داد. این تغییر دست کم در مورد خانواده ما بسیار منفی و فاجعه بار بود. در این سالگرد اما دلخوشی ام این است که کتاب : سالهای آوارگی the years of displacement and wondering که ۲۰۰ صفحه بود و ۵۰صفحه اش گرفتار ممیزی شد بالاخره به زیر چام رفته و بزودی منتشر خواهد شد. امیدوارم هر چه زودتر برگردان آن به انگلیسی را هم انجام دهم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1402 ساعت: 20:35

شاید سرنوشت ما آدمای متوسط اینه که همیشه متوسط بمونیم و متوسط زندگی کنیم و متوسط بمیریم؟!! همیشه مراقبم که از حد متوسط بیشتر حرف نزنم یا بیشتر غذا نخورم همیشه مراقبم که متوسط خرید کنم نه اونقدر خوب که نتونم پولشو بدم و نه اونقدر بد که زود خراب بشه ماها به هر چیزی جز متوسط بودن و موندن نه می گیمحتی اگه یه موقعیت خیلی بهتر و بالاتر هم یهویی و شانسی به تورمون بخوره خودمون آروم آروم و بی سر و صدا از اون گوشه ها رد میشیم جوری که نه خودمون بفهمیم نه اون بفهمه که ما هم وجود داشتیمخلاصه شاید متوسط بودن اونقدر هم خوب نباشه یا خیلی خوب باشهامیدوارم حداقل زندگی بعدیم یه زندگی خفن جذاب توی یه دنیای دیگه ی جادویی باشه که منم بهترین جادوگرشون باشم.پاسخچه توصیف ناراحت کننده ایحقیقتا غم انگیزه ولی چنین سرنوشتی برای کسی نوشته نشده شما خودتون خواستین که متوسط باشین ..می تونین نباشینباورتون بشه یا نه من هیچوقت چنبن احساسی نداشتم و هنوزم ندارم همیشه خودم رو متفاوت از دیگرون می دونستم و هنورم و به راههای رفته اعتقادی ندارم دنبال متوسط بودن هم نیستماینم بگم دنبا رو همین ادمهای ماجراجو و متفاوت تغییر دادن متوسط بودن فقط به معنی تعادل داشتن ارزش داره ولی به عنوان محافظه کاری و ترس از تغییر مطلقا قابل پذیرش نیست. شمما این دنیای نقد رو ول کردین به امید دنیای نسیه ای که کسی ازش خبری نداره ای نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار!بقول وحشی بافقییا شهره خاص و عام می باید بودیا صاحب نام و ننگ می باید بودالقصه کمال جهد می باید کرددر وادی خود تمام می باید بود ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: شنبه 18 شهريور 1402 ساعت: 0:00

یعنی ۲۰ ساله دیگه ...با خودم فکر میکنم کاش چه کاری رو نمی کردم ؟یا کاش چه کاری رو می کردم ؟اون چیه ک تو ۴۰ سالگی ۵۰ سالگی حسرت میشه می شینه رو دلت؟عشق ؟ پول ؟ رشته تحصیلی ؟ شغل ؟ بچه ؟ چیسلام چقدر سوالات خوب و مهمی رو مطرح کردی می تونم جوابتو بدم چون این دوره رو گذروندم تو چهل سالگی اگه ازدواج نکردی باشی تاسف می خوری که جرا زودتر ازدواج نکردی دوست داشتی بجه داشته باشی ولی نداری اگه نتاهل باشی فکر میکنی شاید می تونستی انتخاب و گزینه بهتری داشته باشی ولی نداشتی . شریک درستی انتخاب نکردیعشق از همه چی مهمتره خبلی ادم بابد بدبخت باه که به ۵۰ سالکی برسی و دلت بخاطر به عشق نلرزیده باشه !شغل و پول زیاد مهم نیست ولی ممکنه همیه این حسرت رو بخوری که جرا درس ات رو ادامه ندادی و کلام آخر این حسرت همیشه تو دلت می مونه که وقتی جوون بودی و پر انرژی چرا نرفتی دنیا رو بگردی و لااقل ایرانگردی کنی و از زندگیت حسابی لذت ببری و وقتت رو صرف کارهایی کردی که حقیقتا جز وقت تلف کردن هیچ نتیجه ای نداشتن من اسمش رو میذارم حسرتهای ابدی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: شنبه 18 شهريور 1402 ساعت: 0:00

یه خانومی نوشته

یک جهش سه کیلویی

امروز دیدم وزنم به ۷۱ رسیده. حس خوشحالی دارم. شنبه با استخر و سونا امیدوارم زیر ۷۰ برسم.

این طفلک فکر میکنه سونا باعث کاهش وزن میشه !

سونا فقط اب بدن رو کم می کنه و باعث دهیدراته بدن پی شود و کلیه ها نابود و پوست چروک و بدن منهدم میشه

امان از بیسوادی

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: شنبه 18 شهريور 1402 ساعت: 0:00

داشتم عکسای کلبه جنگلی هارو سرچ می کردم و ورق میزدم یکیشون چشممو گرفت اومدم قسمت نظراتدیدم یکی به اسم صادق یه کامنت خیلی خیلی جالب گذاشته این صادق واقعا یه دیپلمات و سیاست مدار درجه یکه دردش بخوره تو سر امیر عبدالهیان !ببینید این ادم چقدر باهوشه و با چه ظرافتی انتقادهاش رو مطرح کرده جوری که حتی صاحب کلبه رو هم گول زده!آدم باهوش به صادق میگناوقتی نظرش رو می خونی اولش احساس میکنی میخواد تعریف و تشکر کنه ولی دقیقتر که توجه میکنی میبینی مشکلاتی که داشته رو چه خوب و توی جملات غیر تکراری بیان کرده دونه دونه، یه جوری هم گفته که صاحب کلبه احساس خطر نکنه و نظرش رو پاک کنه! مشکل وجود پشه و حشرات رو توی کلبه اینطور مطرح کرده اولش بطور پیشنهادی به مسافرا گفته حشره کش ببرن، و در ادامه مشکل و بیان کرده ویوی خوبی داره ولی باید پشه بند بزنی بعدش نشون داده توی کلبه هم حشرلت و پشه هست از دست حشرات توی داخل کلبه!پس این کاستی از افرادی بوده که کلبه رو اجاره دادن. یا مثلا اینکه سگ تا صبح دور کلبه شون واق واق کرده رو گفته ماشالله سگای مهربون و باهوشی ام بودن!!بعد در جمله پایانی بجای اینکه بگه برقتونم که واسه عمه اتون خوبه،میگه انشالله مشکل برق هم حل بشه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1402 ساعت: 13:10

گرمای جنوبدارم فکر میکنم مردم تو جنوب چه جوری میتونن اون گرمای وحشتناک رو تحمل کنن ؟!یعنی گرمای هوا انقد زیاده که کوچ میکنن شهرهای سردسیر ؟! یعنی فرار رو بر قرار ترجیح میدن ؟ یعنی گرما هم زندگی رو انقد مختل میکنه که مردم کوچ کردن رو ترجیح میدن ؟!یاد زمستون میوفتم که اوایل سرکار رفتنم صبح تو برف گیر کردم و نرفتمگلی خانم میگفت تو خوزستان اصلا کولر جوابگو نیست ، میگفت انقد گرمه که خود کولر از گرما میسوزه :-/سلام صحرا خانوم چیزهایی که در مورد خوزستان نوشتین هم درسته و هم غلط!درسته چون گرما طاقت فرساست و گاهی غیر قابل تحملولی هنوز هم میلیونها هر روز این گرمای وحشتناک رو تحنل می کنند ولی همه مهاحرت نمی کنندکولرها هم مخصوص اب و هولی گرمه و نمی سوزه ولی خب گرما بیداد میکنه بخصوص در فثل خرما نزون که از همین حالا شروع شده و تا رسیدن خرماها ادامه داره ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 17:22

برداشت روزمرد مغازهدار زد توی گوش خانم مشتری!مردم سرزنش کردند که چرا زن مردم را زدی؟ گفت: اول او زد! من بایستم از یک زن کتک بخورم؟مردم تحسین کردند!برداشت قدیممن گم شدم. پدر آنقدر دنبالم گشت تا پیدایم کرد؛اما وقتی پیدا کرد، سرزنش هایش شروع شدپدرجان چرا سرزنش کردی؟من نوجوان بودم؛ غرور داشتم؛ کاش گذاشته بودی گم شوم. تا یاد بگیرم خودم راهم را پیدا کنم. مادر بیش از حد دلسوز بود!پدر هم همینطور بیخودی حرص می خوردند اعصاب خودشان و مارا خراب می کردند ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 16:11


خواب ازخیال های عاشقانه جاری میشود و رویا در بستر حقیقت جای میگیرد
رویا همیشه از سرزمینی دوردست و زیبا می آید
از سرزمین خیالهای عاشقانه و پروانههای رنگین.
مثل چشمهای زلال که از کوه بلندی جاریست به امید رسیدن به دریا

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 16:11

صفحه بندی